Sunday, August 17, 2008

با توام

هیچی
نه عشق، نه دلخوشی، نه دوست صمیمی، نه یه فکر درست حسابی، نه یه حرف درست حسابی، نه یه پست وبلاگ درست حسابی، نه یک نفر که بشه بهش اینارو گفت، یکی همه این چیزارو می دونه ولی چه فایده
کی براش مهمه
با توام که داری به گریم می خندی
کاش می شد بیای و به من دل ببندی

No comments: